دارالفنون - DAR-ALFONOUN

شب گرفتم این غزل را ناگهانی مهربان

 

غزلی تازه از محمد حسینی باغسنگانی 
::
وقت دوری می دهی از چین نشانی، مهربان 
شب گرفتم این غزل را ناگهانی مهربان 

زندگی را دوره کردم، موج بر دریا گریخت 
فکر کردم کشتی ام در بادبانی مهربان 

دوریت دارد سرم را می برد بر تیغ درد
سردم است ای مهربان، دنیاست فانی مهربان

خسته ببری پای کوهم، غرشم در کوهسار 
کی به آهو می رسم در کوهبانی مهربان؟ 

باد هر جا خواست رفت و باز بر جایم هنوز 
مانده ام در معنی نامهربانی مهربان 

خانه ها از کینه بالا رفته و نامردمی است 
حیف اگر ما را ببینی و نخوانی مهربان 

................................................................
اول شهریورماه نود و سه 

   + محمدحسینی باغسنگانی ; ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()