شعر



سيگارش شعرش بود
به طول خيابان
شعری زير پای عابر
زير چرخ های آهن
شعر سوخته
شعر نا تمام

*
دندان و نان
فرصت سرودن کجاست؟

*
به شعرش پک زد
در خون حل شد
تا از دهان ها جاری شوی
شعر من
راه چندانی نيست

*
شاعر امشب
روشن می کند شعرش را
و در آن
جهان را خواهد سرود

*
شعر از شاعر
پايين می رود
مرگ از شاعر
بالا رفته است

/ 24 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افق

با سلام من تازه با دو وبلاگ شما آشنا شدم و بسيار هم از مطالب و نوشته‌هايتان لذت بردم. موفق باشيد

آهو

سلام دوست خوب ناديده’ با معرفتم:)

آهو

باز هم سلام.راستي شما منبعي از اشعار نذار قباني شاعر عرب مي شناسين؟كتابي چيزي..؟

*یاسی تنها*

خداوندا دلم پر ناله و آه ... غم دوری برايم هست جانکاه...

هدی1

خيلی خفن بود اين...

pooya

سلام. بابت پيام ت سپاس به ما هم سر بزن باز

zahra

من زياد ادبياتم خوب نيست ولی اين از نظر ادبی قابل تامله:)

وحیدامیری

سلام.ممنونم از حضور گرمت.شعر بسيار زيبا و خواندنی بود!

matin

چون از اين شعر خوشم اومد اين جا نظر دادم...اگه کار خودته بايد بگم خيلی قشنگه...موفق باشی.

hamid sabzevari

با سلام و خسته نباشيد . پسرم شعرهايت خوب است و لی کمی با احساس بنويس . خداحافظ