We need to talk

دوستان و سروران گرامی استدعا دارم قبل از خواندن این غزل این چند خط را ملاحظه فرمایید:

بنده هموراه در تعجب بوده ام از این که چرا شاعران ما جسارت زیر و رو کردن رایج ترین زبان دنیا را ندارند. این در حالی است که در ادب قدیم کمتر شاعری را می توان یافت که ادب فارسی را با ادب عرب نیامیخته باشد. از "الا یا ایها الساقی" ی خواجه رحمه اله علیه بگیر تا همین اواخر شهریار و بهار و امیری فیروزکوهی. خوب می دانیم که شاعران پر مدعا و پر خودنمای زمانه ما که به فحشای سرودن ترانه های تهرانی بی سر و ته و سرودن شعر برای دی جی ها و هر ناکلام دیگری روی می آورند و روز به روز ادب فارسی را به شهوات زودگذر خود می آلایند. چه طور دریای زبان غالب جهانی را در نیافته و در این وادی تجربه ای نکرده اند. آنچه در غزل زیر آورده ام و در چند غزل دیگر آنرا آزموده ام شاید در آغاز طنز به نظر برسد که از نظر من چنین نیست. چرا که امروزه کودک هشت ساله هم به جبر والدین و روزگار و یا هر چی ... این زبان را می آموزد و می داند. پس بد نیست این گونه نگاه کنیم که این یک نمونه از این تجربه است. بنده هم منتظر بازخوردهای این تجربه در میان خوانندگان خودم می گردم و بعد تصمیم خواهم گرفت. نکته آخر اینکه برای خواندن این شعر لهجه امریکایی لحاظ شده نه لهجه بریتیش. با این حال در هر دو لهجه مشکلی در وزن عروضی و ریتم به وجود نمی آید.

If only my hand could express what is in my heart

 (I)

We need to talk


You are همه عمرم You are  همه دردم

ای شعله به تنهایی، بگذار که بر گردم

 

Sorry  که غزل هرگز گویای غم من نیست

You are زمستانی در عمق شبی سردم

 

Im tired از این مردم  You too خبرداری *

Tell me   که به نام تو کردند همه طردم*

 

کشته است Ok  هایت من را و نمی آیی

Why ای عسل جانم، ای "ساحل" نامردم

 

Do you promise me? Or not promise me

من بشکنم این پیمان یا منتظرت گردم

 

I owe   به تو دینی با خون به تو خواهم داد

We need to talk  ای دل، من آیینه آوردم

..........................................................................

** از نظر دستوری به جای Tell me -Talk me  می باید گفت اما Tell me در مکالمات روزمره ما مشهور است به این که مثلا بگو دیگه

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاظم زاده

من دنبال کسی نیستم ولی به نظرم تجربه ای که اینجا هست و شما انجام دادی خیلی مبارک است. مثلا این بیت خیلی شیک شده جان شما من خودم حسابی لذت بردم Im tired از این مردم You are خبرداری Tell me که به نام تو کردند همه طردم

علی محمد یزدی / نیوزلند

چه طور می گویید که - خبر داری - صفت است اینجا / زمستانی بله صفت است اما خبر داری نه / البته حس شعر خووب است فقط به نظرم این می رسد. نکته دوم اینکه حالا بگو تجربه خوب اما بهتره ادامه ندی جانم ادامه نده / خود دانی / بعد شما چه طور زبان عربی را با انگلیسی مقایسه می کنید. یعنی الان در ایران بچه 8 ساله هم زبان می داند. عجب

Sarvare gerami, man hamishe bar in bavar hastam ke dar charchobe akhlaghe sahihe ejtemai va ensani, mitavan, azmayesh kard hamechiz ra. talashe shoma pas bad az in gofte, tahsin amiz mibashad, vali be ellate ekhtelafe ziad dar in 2 zaban, hamahangiye ziadi dar maghze ensan peyda nemishavad. vali khob midonid ke talashetan ra kardeid va in modell ra ham azmayesh kardeid, in khososoyyate akhlaghi besyar zibast. movafagh bashid.Shayad behtar bashad ke bejaye " I'm tired az in mardom, you are khabar dari" benevisid..." I'm tired az in mardom, you too khabar dari"

بهروز

خودت را مسخره می کنی جان دل با این کارت

داریوش سالمی

سید عزیزم اول که ادم می خواند فک می کند مسخره است اما من این کار را نکردم غزلت را مزمزه کردم و بعد به نتیجه های خوبی رسیدم اولا که باید بگویم مرسی که این کار رو کردی دوم بگم که خیلی وقت بود من هم به یه گیز مثل این فکر می کردم مثلا sorry" که غزل هرگز گویای غم من نیست" به نظرم خیلی جواب داده یا We need to talk" ای دل، من آیینه آوردم" عالی شده حالا نمی دانم ببین اگر همین کلمات انگلسی رو با اسپل فارسی بنویسی چه طور می شه. مثلا بنویسی" وی نید تو تاک ای دل...." یا " ساری که غزل...." چی می گی / تلفنی بعدا باهات حرف بزنم بهتره. شوم تی قربان [تماس]

داریوش

حالا یه چیز دیگه ... با این you are هات اصلا حال نمی کنم الان دستکم

صنم

سلام یه کم شبیه طنز هستش///اما وقتی میخونی میبینی که خیلی زیباست با این حال من موافق باهاش نیستم

مهدوی

ما رو چی به کارای بزرگون سید جون

فرید زاده

در این بحث من با آقای دکتر سیاسی هم عقیده هستم به نظرم ایشان صادقانه حرف میزند

Do you promise me? Or not promise me من بشکنم این پیمان یا منتظرت گرد