فصل اول از کتاب ابوالمعانی

یادداشت هایی در شعر بیدل دهلوی

( یک )

   فصولی از کتاب  "ابوالمعانی"

نوشته سید محمد حسینی باغسنگانی

 


 -------------------------------------------------------------------

از تولد میرزا بیدل ( سال 1054 تا سال 1276 هجری قمری ) در هندوستان دوره هرج و مرج و انحطاط سیاسی و اجتماعی است  . اورنگ زیب عالمگیر که می توان او را آخرین پادشاه سلسله تیموریان خواند . در صدر حکومت هندوستان است و باید گقت مسلمانی متعصب و سیاست پیشه ای است و به روایت دکتر سید علی رضا نقوی استاد دانشکاه لاهور و نویسنده کتاب تذکره نویسی فارسی در هند وپاکستان :

" اورنگ زیب عالمگیر بر عکس رسم اسلاف خود نه تنها ادباء و شاعران را تربیت نمی کرد بلکه از شعرا انزجار و نفرت داشت ."

البته این نکته دربرخی ازتذکره ها نقض شده است . چنانکه در عهد او شاعران بسیاری من جمله زیب النساء و تنی چند از شاعران در دربار او بوده اند . دکتر محمد ظفر خان در مجله هلال جلد 7  درباره محسن کشمیری فانی می نویسد :

 

" درسال 1073 هجری اورنگ زیب عالمگیر اولین و آخرین بار مسافرت کشمیر نمود . سبب این بود در 1072 هجری این صاحب  تاج و سریر هند از قلت غذا و التزام سهر و اقدام به عبادت شاقه ,بر رخت ناخوشی افتاد . چون صحت یافت برای سیر و سیاحت رهسپار کشمیر مینو نظیر شد . به قول محمد کاظم مولف عالمگیر نامه , چون بهار آسا به گلشن کشمیر رسید شعرای کشمیر  ونغمه سنجان که ملازم رکاب نصرت مآب بودند قصاید غرا به حضور شهنشاه انشا نمودند . شاعر شهیر کشمیر اعنی محسن فانی هم در زمره آن شعرای نامدار بود که اورنگ زیب در اعتراف ارزش متاع شعری آنها به انعام و اکرام بر آنان نوازش فرمود . فانی را خلعت ودو هزارروپیه انعام شد . "

 

و مشهور است که در زمان آغاز سلطنت او هیچ شاعری به خاطر شعرش در دربار اورنگ زیب نبوده است .در همین دوره است که حکام مناطق مختلف هندوستان سر به نافرمانی می گذارند . دولت مرکزی اورنگ زیب متلاشی می شود و هرکدام ادعای استقلال می کنند.  همین مسئله باعث شده است که سلسله تیموریان آخرین نفس هایش را بکشد .

 به روایت راویان , اورنگ زیب خود در زی شاهانه بود و خلق را نیز در همین زی

می خواست . می گفت مردم عریان و گرسنه نباشند اما خود در بهبود وضع مردمش هیچ نمی کوشید در چنین دوره ای سر برهنگی و عریانی نشانه فقر بود و کلاه و دستار نشان غنا و ثروت و بیدل که در بطن مردمش زندگی می کرد به خوبی

می دانست که اورنگ شاهی چه ظلمی بر خلق روا می دارد .

در درون خاموش نمی نشست اما در ظاهر تاب مقابله با اورنگ زیب و لشکریان و درباریانش را نداشت در همین دوره است که بیدل گوشه نشینی اختیار می کند و می کوشد تا در کنار زندگی آرام خودبه فکر مردم خود هم باشد .

 

گیرو دار اوج دولتها غباری بیش نیست

بر هوا چون گرد باد اورنگ شاهی می رود

 

در جایی دیگر چنین درباره مرگ و زندگی اورنگ زیب قضاوت می کند :

 

غنا پرورده فقرم خوشا سامان خورسندی

کز اقبالش توان در خاک هم زد کوس اورنگی

 

(کوس اورنگی , ترکیبی است که برای نخستین بار توسط میرزا پیشنهاد شده است. او از این گونه ترکیب بندی های بدیع فراوان دارد.

از شگردهای زبانی بیدل ,افزودن "یاء " نکره به اسماء ,افعال و اشیاء است که به پیشنهاد جدیدی در ترکیب بندی و گسترش واژگان فارسی ختم می شود .)

 

 پس از مرگ اورنگ زیب در سال 1119 هجری بهادر شاه هم دست کمی از شاه پیشین ندارد .

 غرق عیش و عشرت است و گاه در این محافل شاعران را گردهم می آورد و با وضع  زننده ای محفل شعر راه می اندازد .

این محافل نیز بسیار بیدل را از شاه و درباریان دور می دارد چرا که بیدل این مدایح صله آلوده را توهین به خود و ذات مقدس شعر می داند و از شرکت در چنین محافلی پرهیز دارد .

/ 8 نظر / 37 بازدید
maryam

شعراي قشنگی تو بلاگ بود...

shabnam

سلام دوسته شاعره من! وقتی تو مينويسی و حرف ميزنی من در مقابل اين همه اطلاعات و پيچيدگی کلمه هام رو گم ميکنم و ساکت و صامت فقط نگاه ميکنم.

مهسا

سلام مطلب خوبی بود با کلی اطلاعات خوب به روز شديد خبرم کنيد .ممنون

sara

سلام.موفق باشی.خيلی خوب بود.

rose

salam, webloge kheili ghashangi darin, man ghablan ham miomadam webloge shoam, albate man bishtar sar mizadam ta comment bezaram, vali modati bood ke engar update nemikardin, beharhal khoshhalam ke bargashtin, neveshte kheili mofid va khobi bood,movafagh bashid

dj hossein_swf

سلام خسته نباشیدشعرهاتون خیلی جالب و قشنگ بود