غزلی تازه:

 

سیدمحمدحسینی باغسنگانی

همه جا به صورتم من، به امید  رد پایت

زده ام به سیم آخر، سر و جان من فدایت


دل اگر ندیده باشد، جگر دریده، لرزد

سر اگر بخواهی اکنون، بکنیم درهوایت


سر ماست قابلت ؟  یا ؟ چه کنم ؟ چه کار باید

تو بگو چه دوست داری که بیاورم برایت


اثر خداست لیلا و خداست غافل از ما

و بعید نیست مجنون شده است در نهایت


سر این ستم درازی به تو می رسد و قاضی

چو خریده ای خدا را؛ به کجا برم شکایت


همه عمر خواستم از اجلت که وقت مردن

خبرم کند که شخصاً برویم ما به جایت    *


همه قطره های اشکم زده است پنجه در خون

لبم آرزو که شاید؛ برسد به هرم نایت


دل من خوش است فردا، همه عضو شاهدم تا

سر و تن به خون خزیدیم و نکرده ای حمایت


به قیامت است جایت، به بهشت یا جهندم

به جهنمت فرستد؛ خود من روم به جایت


بهار 1390 - دارآباد

.......................................

* حضرت سید الشعراء سید کریم امیری فیروزکوهی رحمت خدا بر ایشان باد فرموده اند:

گر عمر ابد خواهم از آن است که خواهم

آنقدر نمیرم که به جای تو بمیرم

/ 2 نظر / 19 بازدید
فدرا

فوقالعاده ست دوست عزیز در پناه عشق و آگاهی باشید که دلی چنین زیبا دارید اثر خداست لیلا و خداست غافل از ما و بعید نیست مجنون شده است در نهایت

محمد

مرسی فداری عزیز / شاد شدم / درود