از کتاب "ابوالمعانی"


چند اشاره

 

(سه)

 

 

از احوالات دیگر ابوالمعانی توجه ویژه او به حق و باطل اندیشی , مجاز و حقیقت اندیشی ودنیا و عقبی اندیشی اوست . حیرت این جاست که میرزا هرگاه این اصطلاحات فلسفی را چاشنی شعرش کرده است , به انحاء گونه گون درپی بیان نکته بنیادینی در فلسفه زندگی ست .

میرزا در سده دهم و یازدهم قمری می زیسته است . دراوج اندیشه هندو اروپایی . اندک اندک را ه برای نفوذ کامل پرتقالی ها و  فرنگیان باز می شود وبودا متعصبانه مورد نیایش است .

ابوالمعانی در محیطی زندگی می کند که سرزمین هزار رنگش خوانده اند . سرزمین هزار دین . هند دوران میرزا هند آریایی است تا هند اروپایی . گرایش روشنفکران عصر به زبان و فرهنگ پارسی این گرایش را نشان می دهد .

 از دیگر سو می توانش این دوران را دوران پر بار زبان , ادبیات و فرهنگ فارسی لقب داد .

در این دوران است که هند مرکز نشر و گسترس زبان فارسی است و بسیاری از شاعران فارسی زبان هندوستان را ملجاء  و پناهگاه خود قرار داده اند .

اوج ارتباط فرهنگی میان اقوام هندی و ایرانی است . هندیان و ایرانیان تیره ای از بازماندگان هند و اروپاییان نخستین هستند , در این دوره هندیان به اقوام هندی , داردی , کشمیری  و کافری  و ایرانیان به پشتو , بلوچ , کرد و فارس تقسیم می شوند .

با همه این تقسم بندی ایرانیان بسیار مورد احترام اند و بیدل خود بسیار به ایران و شاعران وفرهنگ ایرانی عشق می ورزیده است

 

 از گل وسنبل به نظم و نثر " سعدی " قانعم

این معانی در گلستان بیشتر دارد بهار

 

بر می آید که بیدل از گل و سنبل شعر ایرانی(اشاره زیرکانه و طنازانه بیدل به شعر قراردادی) به معانی سعدی اردات دارد و یا :

 

بیدل  کلام حافظ  شد هادی خیالم

دارم امید کاخر مقصود من بر آید

 

مشخصا می گوید که حافظ را به جهت خالپردازی های شاعرانه و عارفانه اش

 می ستاید وهمچنین :

 

دعوی آسان کرد بیدل نزد موزونان هند

مصرع چندی فراهم کردن و صائب شدن

 

خوشگو نوشته است :

 " میرزا بیدل می فرمودند که من در طفولیت دیدار صائب دیده ام مردی لاغر کشیده قد وسیه فام بود "

 

بیدل مسلمانی سنی مذهب بوده است و به سلسله قادریه منتسب است .

 بارها دیده ایم که او را از اهل سنت دانسته اند اما شواهد بسیاری در شعرش موجود است که می توان ارادت و عقیده ی او را به خاندان نبوت ثابت کرد .

 بیدل در حق حسین ابن علی  ومولای متقیان علی(ع) اشاره بسیاردارد :

 

بهر این نقش نگین گر خاتمی پیدا کنی

لافتی الا علی بنویس بر بازوی مرد

 

ویا :

 

 گلریزی اشک بوی خون داشت

این سبحه زخاک کربلا بود

 

ودیگر جا می گوید :

 

برو در کربلا دیگر مپرس از رمز استغنا

 شهید ناز او از تیغ می خواهد دم آبی

 

 

/ 8 نظر / 30 بازدید
katayon

سلام با اينکه فونت نوشته هاتون ريز بود به سختی خوندم درمورد اين اقايی که توضيح داديد جالب بود به خصوص افکارشون فعالتشون خيلی از افراد نامدار شناخته شده برای همه نيستند

sinsokoot

ممنون که سر زديد و ممنون از دعوتتون ...نوشته هاتون اميدوارم روشنگر راه بقیه بشه ...

مهسا

سلام دوست باحاله .خوبی ؟مرسی که بهم اطلاع دادی .ممنونم از .....مرسی

حامد شکوری

سلام . از بس وبلاگ شما جذاب بود که او نو سيو کردم . وبلاگ گروهی ادب فرمت

\\: سارا کوچولو://

سلام وبلاگت خيلی قشنگه موفق باشی قربانت سارا کوچولو

atefeh

ممنونم از تعريفتون.وبلاگم به پای وبلاگ شما نميرسه...