شعری تازه از عمران صلاحی

   ویراستاری

غزل منتشر نشده ای از عمران صلاحی 

 

اشاره:

ساعتی پیش با جناب موسی اسوار درباره عمران صحبت می کردم. اندکی از خاطرات شیرین خودش، با عمران گفت که همه حرفها را در برنامه گرامی داشت عمران خواهید شنید. اما گفت که روزی در محل کارمان، از کلیه کارکنان خواسته بودیم تا گزارشی از کار خوشان به ما ارایه بدهند. چند روز بعد که فقط عمران گزارشی نداده بود با یک کاغد وارد شد و این شعر را به عنوان گزارش کار نوشته بود.

 

من زبان فارسی را پاسداری می کنم

چون که دارم روز و شب ویراستاری می کنم

 

می کنم اقدام لازم را علیه بر "علیه"

هر کجا "گنجشک" می بینم "قناری" می کنم

 

حرفها و جمله ها را می کنم زیر و زبر

با قلم،"آب روان" را "آب جاری" می کنم

 

گر "هلی کوپتر" ببینم، می نویسم "چرخبال"

"پارکها" را "بوستانهای بهاری" می کنم

 

می گذارم روی کاغذ "کرد" را جای "نمود"

هر کجا "ماشین" بیاید، من "سواری" می کنم

 

"می" اگر چسبیده باشد، می کنم آنرا جدا

"ها" اگر دیدم جدا شد، وصله کاری می کنم

 

گر کنم با جمله ویرایشی ابراز عشق

دلبر بی چاره را از خود فراری می کنم

 

گر ببینم یک غلط، کوبم دو دستی بر سرش

کله الفاظ را از موی عاری می کنم

 

شیر را وا می کنم، در دست می گیرم شلنگ

گلشن باغ ادب را آبیاری می کنم

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
الف

لذت بردم. روحش شاد

زيتون

چه شعر قشنگ و بامزه‌ای. يادش گرامی