گفتگوی "دارالفنون" با احمد طالبی نژاد

     سید محمد حسینی باغسنگانی

اشاره:         احمد طالبی نژاد، یکی از منتقدانی است که سالها در مجلات معتبر سینمایی نقد فیلم نوشته است و طالبی نژاد، می گوید، "هوشنگ طاهری، چهره نخبه گرایی بود که نگاه نویی را وارد سینمای ایران کرد." احمد طالبی نژاد، فیلمنامه "توت فرنگی های وحشی" ترجمه هوشنگ طاهری جزو کتابهایی دانست که شخص او را به نگاهی فرهنگی به سینما رساند. طالبی نژاد نگاه هوشنگ طاهری را، نگاهی نخبه گرا می خواند و معتقد است: "در میان هم نسلهای طاهری، کمتر کسی را می توان با دیدگاه های او جست." و  می گوید: "سلیقه های سینمایی ما را ارتقاء داد." بحث ما را با احمد طالبی نژاد می خوانید.

جناب طالبی نژاد نوع آشنایی شما با مهندس هوشنگ طاهری از چه طریقی است؟ از طریق آثار ایشان یا نه ملاقاتی هم با ایشان داشتید؟

آشنایی من مثل هم نسل های من با مهندس طاهری بیشتر از طریق آثار قلمی ایشان است به ویژه ترجمه های درخشان ایشان، که بجاست در این بحث به آنها هم اشاره بکنیم. به هرحال در زمانه ای که ادبیات سینمایی به هیچ وجه رواج نداشت این کارها را کردند، و ما جوانانی که علاقه مند به سینما بودیم از طریق این آثار هم با شخصیت ایشان و هم با آثار ایشان و هم با آثار درخشان تاریخ سینما که معمولاً در آن زمان، به راحتی در دسترس نبودند آشنا شدیم. البته در سالهایی که ایشان در دانشگاه هنرهای دراماتیک تدریس می کردند، یکی دو بار با ایشان برخورد داشتم، شخصیت آرام و نرم و خیلی علاقه مندی داشتند و شاید جالب باشد که با وجود نخبه گرایی شدید ایشان، در عرصه سینما، پیش از فوت غم بار ایشان، در جشنواره های فیلم فجر هم شرکت می کردند. در صف های بلیط جشنواره فیلمهای ایرانی می ایستادند و  یادم هست که آقای شاهرخ دولکو، از ایشان پرسیده بود که استاد شما دیگر چرا صف می ایستید برای دیدن فیلمهای ایرانی؟ که ایشان پاسخ معروفی داده بودند که این پاسخ در مطبوعات هم چاپ شد که فرموده بودند: " می خواهم در جریان سینمای کشورم باشم".

تا آنجا که به خاطر دارم، چندتا کار از کارگردانهای بزرگ ترجمه کرد که یادم هست فیلمنامه های زندگی از کوروساوا، فیلمنامه های توت فرنگی های وحشی، مهر هفتم از برگمن و جاده و صحرای سرخ و حادثه از آنتونیونی و هیروشیما عشق من از آلن رنه و مارگریت دوراس و قاتل از فریتس لانگ بود و چند کار دیگر بود که واقعاً با خواندن این آثار سلیقه ماو دیگر سینماگران را درآن سالها ارتقاء داد. با همین آثار بود که برخی مثل من منتقد و اهل قلم در سینما شدند و بعضی هم در عرصه فیلم سازی جزو فیلم سازان شاخص مملکت شدند.

 خوب یادتان هست که هوشنگ طاهری، در آثار خودش سعی داشت نگاه نوی را به سینمای ایران تزریق کند. به عنوان مثال او در مؤخره فیلمنامه "هیروشیما، عشق من" فصلی را باز کرد تحت عنوان "نوشتن با دوربین". او از آلن رنه شروع کرده و سعی او البته تشریح نگاه آلن رنه است. او نگاه آلن رنه را تفسیر می کند و با این بهانه به دنبال ورود این نوع نگاه به سینمای ایران است. در این باره بفرمایید.

 اگر ما در سینمای ایران به فیلم ساز مؤلف معتقد باشیم؛ هوشنگ طاهری هم در زمینه نقد فیلم و ترجمه، یک منتقد و مترجم مؤلف است. انتخاب نخبه تاریخ سینما و عرضه این آثار به زبان فارسی و نوشتن مقدمه و مؤخره بر این آثار و نقد و تحلیل چنین آثاری، خود یک کار کاملاً مؤلفانه است. ایشان در ترجمه آن اثر معروف "تاریخ سینمای هنری" از اونو پاتالاس و الریش گریگور،  - دو نویسنده آلمانی - باز هم کاملاً مؤلفانه و نخبه گرایانه کار کرده است. می دانید که در زمینه تاریخ سینما کتاب زیاد ترجمه شده است اما این کار ایشان از جنس دیگری است. ایشان به سینمای هالیوود و جاهای دیگر نرفته، به سراغ بخشی از سینما رفته است که فرهنگ ساز  و مؤلف بوده است. که تأثیر گذار بوده است. نکته دراین است که آدمی مثل طاهری ممکن است هیچ وقت فیلم نساخته باشد، اما با همین آثار فرهنگ سازی کرده است. اصلاً من معتقدم که اگر موج نویی در سینمای ایران به وجود آمد و اگر سینمای ایران در سالهای دهه شصت و هفتاد به سمت سینمای فرهنگی و هنری میل پیدا کرد بخشی از اینها همان تأثیری است که شخص هوشنگ طاهری و کسانی که در کنار ایشان کار می کردند. اجازه من دو شخصیت را با هم مقایسه کنم که هم نسل بودند و هر دو به نوعی تأثیرگذار بودند؛ پرویز دوایی و هوشنگ طاهری. اساساً نگاه پرویز دوایی، به سینما، نگاهی مؤلفانه نبوده است. دوایی علاقه مند و عاشق به سینما بود و همیشه در نوشته هایش از این علاقه نوستالوژیک یاد کرده است. ایشان بیشتر در برانگیختن میل به فیلم سازی و عشق و علاقه به سینما مؤثر بوده، اما شما نخبه گرایی را در کارهای ایشان نمی بینید. دوایی یک نگاه عمومی داشته است به سینما اما آثار هوشنگ طاهری، نگاه نخبه گرایانه و خاصی داشت که تأثیرش هر چند که ممکن است فوری و دم دستی نبدوه باشد اما حالا تأثیرش مشخص شده است. حالاست که وقتی بر می گردیم به آن زمانها، وقتی ایشان زنده بودند و کار جدی می کردند در شاخه های مختلف، می بینیم چه قدر این نگاه، نگاه درست تری بوده و چه قدر کمک کرده است به هم نسل های ما که تفاوت های میان سینمای عمومی و سینمای هنری را بشناسیم.

یادم هست که آثار هوشنگ طاهری تنها ترجمه فیلمنامه نبود، یک کتاب از ژان پل سارتر ترجمه کرد به نام " رئالیسم در ادبیات" و یا " داستانهای نوین آلمانی" و جمعاً کوشش کرد انسان فرهنگ سازی باشد. فرهنگی که عمیق تر از نگاه استاد پرویز دوایی و دیگر منتقدان آن دوران بود. امیدوارم که این حرفم جسارت نباشد به استاد پرویز دوایی.

در فیلمنامه "مهر هفتم" از برگمن، می بینیم که طاهری این کتاب را علاوه بر این که تقدیم کرده است به جناب احمد شاملو،  همین در چند خط اشاره کرده است که شاملو او را در ترجمه کمک کرده است و ما وقتی این فیلمنامه را می خوانیم به خوبی ردپا های شاملو را تشخیص می دهیم. به ویژه در شعرهای این فیلم نامه، از این نوع همکاریها و همفکری طاهری بسیار داشت شما این حرکت ایشان را چه طور تفسیر می کنید؟

ترجمه آثاری از برگمن و شخصیت های نخبه ساده نیست. کما اینکه دوست دیگری، فکر کنم آقای پرویز تأییدی هم یک یا دو تا از آثار برگمن را ترجمه کرده اند؛ اما ترجمه ها را که مقایسه می کنیم ؛ با وجود نثر شفاف و روان هوشنگ طاهری، می بینیم که امر انتقال صحیح برای ایشان آنقدر مهم بوده است که از شخصیت های مهم دیگر هم کمک گرفته اند. این را هم در نظر بگیریم که ترجمه در زمانه ما خیلی پیشرفت کرده است ترجمه نسبت به قدیم روان تر و بهتر است. ما مترجمانی داریم که نازک بین تر از گذشته ترجمه می کنند . افعال را درست به کار می برند و  ترجمه ها تحث اللفظی نیست و کاملاً خلاقانه است. در گذشته چنین وضعی نبود، گاه ترجمه هایی را می خوانی که کاملاً تحث اللفظی، ترجمه شده اند. اما آثار طاهری جزو معدود آثاری بود که الان هم که نگاه می کنیم، از لحاظ اسلوب و زبان و نثر، پخته تر و روان تر از دیگر آثار است.

شما یادتان هست که هوشنگ طاهری، پیش از انقلاب در زمان ریاست قطبی در تلویزیون، یک برنامه داشت به نام " هنر هفتم" شما این برنامه را دیده بودید و یا در جریان تأثیرگذاری این برنامه بودید. چون ایشان علاوه بر مجری این برنامه، تهیه کننده این برنامه هم بودند.

یادم هست که چنین برنامه ای بود، آن زمان من در تهران نبودم و در شهرستان تلویزیون هم نداشیم که و فکر کنم دیده باشم اما جزو مشتاقان این برنامه نبودم چون آن موقع خیلی امکان دسترسی به تلویویزیون را نداشتیم اما همین که ایشان نام این برنامه را "هنر هفتم" گذارده اند و از این دیدگاه با سینما برخورد می کرد. نشان می دهد که ایشان از طریق رسانه هم باز می خواسته است که به نوعی فرهنگ سازی کند. می دانم که این برنامه در دوران خودش در بین نخبگان جامعه برنامه موفقی بوده است.

ادامه دارد....

----------------------------------------------------------------------

*  قابل توجه همکاران مطبوعاتی:

درصورتی که به انتشار این گفتگو، تمایل دارند. با این تلفن تماس حاصل کنند. متن کامل گفتگو به همراه 5 عکس منتشر نشده از مهندس هوشنگ طاهری با ایمیل ارسال خواهد شد. این متن تنها در یک نشریه منتشر می شود. 09127542328

 

/ 0 نظر / 5 بازدید