از کتاب " ابوالمعانی" / چهار


بودا و بیدل

(فصل چهارم)

 

از کتاب ابوالمعانی بیدل دهلوی

 

 همیشه در حیرت بودم از تقارن محل تولد بودا و میرزا بیدل، پتنه هم زاد جای میرزاست و هم زادجای بودای بزرگ. بارها در کلمات و بر لسان میرزا نام آیین بودا و سعی و سلوک او رفته بود اما گمان نمی کردم تا این اندازه میرزا به آموزه های بودا چشم داشته باشد.

 باید گفت که بیدل در اندیشه شاعرانه خود از چهار آموزه  بودا نیز بی بهره نیست .این آموزه ها در زندگی هندیان از جایگاه والایی برخوردار است و باید گفت ,هر پیرویی به این آموزه ها همچون اصول و فروع آیین خود نگاه می کنند . بر آن نیستیم تا بگوییم که الا و لابد بیدل در شعرش به همین آموزه ها و نظرها چشم داشته است چرا که چنین نیست اما

در تطبیق اندیشه بیدلی و اندیشه های دیگر بسیار

می توان به نقاط مشترک رسید . بیدل عارف و سالکی است که همچون قطعه الماسی از هر بعد قابل تجلیل و تحقیق می نماید .

وقتی بیدل در محیط اعظم و بسیار غزلیات خود بارها و بارها نشانه هاو نمونه های فکری برهمنان وجوگیان و هندویان را گوشزد کرده باشد می توان این گمانه را مطرح کرد که بیدل در بیان اندیشه و خیال و طرز فکر خود از جامعه خود جدا نیست .

اما آموزه های بودا, این چهار آموزه عبارتند از:

 

1. هرآنچه به هستی می گراید محکوم به رنج و درد بی پایان است

2. مبدا این رنج تولد وپیدایش است

3. ایستادن گردونه مرگ و زندگی باعث رهایی از رنج خواهد بود

4. راهی که به سوی آزادی مطلق می رود هشت گانه است

 

از معنی دعای بت وبرهمن مپرس

این رام رام نیست همان الله الله است

و یا :

صورت پرستی از خلق برد امتیاز معنی

هرچند کعبه سنگست , تسکین برهمن کو

 

می دانیم که آیین بودا آیینی عملی است و چندان با فلسفه و نظریه سازگار نیست . با این وجود بسیاری از اندیشمندان جهان را تحث تشعشع خود قرار داده است . بودا در آیین خود سه رکن رکین دارد

 

رنج جهان :     

 

عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی

زحمت دل کجا بریم آبله پاست زندگی

 

ناپایداری اشیاء : 

 

نفس عالمی دارد اما چه حاصل

دو دم بیش پرواز بسمل نماند

 

عدم جوهر ثابت :

 

تهی از خود شدن بیدل به بی مغزی کشید آخر

دراین دریا پر از خود بود چون گوهرحباب من

 

دراندیشه بیدل هم می توان به عینه همین ارکان را مشاهده کرد .چنانکه در صفحات گذشته آمد که درد و فغان و نالش از عقیده های عرفانی اوست و بیدل آرامشی در خود و ارکان هستی

 نمی بیند . بهار و خزان های بیدل حاکی از دنیا و عقبای اوست . در پی فنا و عدم است  :

 

نه وحدت سرایم نه کثرت نوایم

فنایم ,  فنایم  ,   فنایم ,  فنایم

 

 و این دو اصطلاح از شعرش به وفور فوران دارد . هر دم در هستی و وجود مورد نظرش با دمی دیگر قابل قیاس نیست .

 از هر مضمونی استفاده برده تا همچون بودا بی اعتباری راه و جهان  را بنماید این بی اعتباری از این روست که هر لحظه به رنگی ست مکرر.

)در باب این سه اندیشه در جای خود مفصل بحث خواهیم کرد . (

در این جا می کوشیم تا درباره غزل جامع و کاملی از  میرزا بیدل که آشکارا  یکی از بهترین اشعار فلسفی اوست نکاتی را مورد توجه قرار دهیم :

 

گر آیینه ات در مقابل نماند

خیال حق و فکر باطل نماند

نه صبحی ست اینجا نه بامیست پیدا

کجا عرش و کو فرش اگر دل نماند

همین پوست مغز است اگر واشکافی

خیال است لیلی چو محمل نماند

نم خون عشاق اگر شسته گردد

حنا نیز در دست قاتل نماند

 ز دانش به صد عقده افتاده کارت

جنون گر کنی هیچ مشکل نماند

نخواهی به تاب نفس غره بودن

که این شمع آخر به محفل نماند

نشان گیر از گرد عنقا سراغم

به آن نقش پایی که در گل نماند

برد شوق اگر لذت نارسیدن

اقامت در آغوش منزل نماند

مجاز آفرین است میل حقیقت

کرم گر کند ناز سائل نماند

نفس عالمی دارد اما چه حاصل

دو دم بیش پرواز بسمل نماند

جهان جمله فرش خیال است اما

ز صیقل گر آیینه غافل نماند

دل جمع دارد چه دنیا چه عقبی

چو گوهر شدی بحر و ساحل نماند

درین بزم زآثار اسرار سنجان

چه ماند اگر شعر بیدل نماند

 

با این شعر قادر خواهیم بود به تفکر بیدل راهی باز کنیم . در این شعر که بر اندیشه اسلامی او دلیل است به اندیشه بودایی نیز راه می زند . اول و آخر , دنیا و عقبی , حق و باطل , حقیقت ومجاز , نکات برجسته این شعراست .

در آموزه های بودا گذشت که مبداء رنج پیدایش است و مقصد ایستادن گردونه مرگ و زندگی .

بیدل در این شعر روح مکتب بودا را به ما نمایانده و می گوید :

 

گر آیینه ات در مقابل نماند

خیال حق و فکر باطل نماند

ویا

/ 6 نظر / 36 بازدید
lida shams

درود ـ دست نوشته هايت خوب است برای فردی که هيچ از بيدل نمي داند . در واقع برداشتی است شخصی از شعر بيدل ـ و ای کاش ميزان دانش افراد به حدی برسد که نيازی به تفسير های غير نباشد . چراکه چيزی که مهم است خود شعر بيدل است تا تفسيرهای شخصی چندگانه ـ به هر حال تامل تان در شعر بيدل قابل احترام است ـ موفق باشی و سربلند.

صدف ديوونه ...

سلام..وبلاگتون خيلی زیباست...موضوعهامون خيلی خيلی با هم فرق داره.. حالا... بازم می ام.. فعلا...

ماهور

سلام . وب جالب و تخصصی ای داريد . تبريک ميگم . من هم آپم . خوشحال ميشم سربزنيد .

dawn

نميدونم نظری که دادی در مورد کدوم يادداشتم بود٬اما باعث شد به وبلاگت سر بزنم و بايد بگم اونقدر جالب بود که تا ساعت ۱ بيدار نگهم داره.ممنون

seyed ali

ye sari be ayeye 1 ta 23ye soreye ebrahim bezan.