از کتاب " ابوالمعانی" / شش

شش جهت

 

 (ششم)

 

 

در مکتب فلسفی جوگیان هند رسیدن به ذات مطلق از شش جهت ممکن است

 

 1 . مشغولی به حبس نفس   

 2.  ضبط حواس یا تجرد از عالم  محسوسات

 3.  تفکرو مراقبه

 4.  تمرکز نیروی معنوی

 5.  حصول یقین

 6.  محو شدن در او

 

همیشه وقتی با این ترکیب در اشعار بیدل و تنی چند از شاعران سبک هندی برمی خوردم . در شان نزول و مفهوم این ترکیب هیچ نداشتم جز این که بگویم خوب این هم ترکیبی است , هم به معنایی جهت است و هم موسیقی خوبی دارد .

 تا آن که از دوست کشمیری فرهیخته ام جناب دکتر خالق رضوی شنیدم که بیدل و بسیار شاعران عصر او که صبغه صوفیانه داشته اند تحت تاثیر مکتب بودا و حتی جوگیان هند قرار داشته اند .

وقتی به چهار عنصر برخوردم دریافتم که بیدل در انتخاب این نام نیز به چهار عنصر بودا

 (احساس , ادراک  , اسم . صورت) توجه داشته است ,هر چند که چهارعنصرفیزیکی

(آب , باد , خاک ,آتش ) را به یادمان می آورد . به این معنا که هم به وجه فیزیکی اشاره دارد وهم وجه متافیزیکی ترکیب مورد نظر است . در شرح ترکیب" شش جهت "نیز می توان همین  قاعده تطبیقی را جاری ساخت . 

در این فصل بر آن نیستیم که بگوییم بیدل از به کار گرفتن این ترکیب در شعرش حتما به وجه متافیزیکی ترکیب نظر داشته است .

 در پی این پرسش هستیم که آیامی توان در شان نزول ترکیبات این چنینی او به وجوه متافیزیکی این ترکیبات و واژگان بیدلی اشاره کرد یا خیر؟ 

 

شش جهت مطلع خورشید وسیه روزی چند

سایه  پرورد  قفای  مژه  خفاشند

 

این ترکیب در سبک هندی از بسامد بالایی بر خوردار است و بیدل خصوصا از بیان این شش جهت تنها به وجه موسیقیایی آن فکر  نمی کند .آیا منظور بیدل از این شش جهت توجه او به مفهوم اعمال ومناسک ضبط نفس و مراقبه است .

این مسئله در شعر بیدل قابل بررسی است . وقتی می گوید :

 

قفس از شش جهت باز است اما ساز وحشت کو؟

من وآن بی پرو بالی که نتوان کرد آزادم

 

ویا :

 

شش جهت راه من از گرد تظلم بسته شد

بر در دل می برم از مطلب نایاب داد

 

دربیان عرفانی این ابیات ,  نمی توان پسزمینه های این ترکیب را فراموش کرد .

دیگر اینکه میرزا اگر به وجه ظاهری و تحت اللفظی این ترکیب توجه می کرد قاعدتا می توانست از ترکیب هشت جهت و یاچهار جهت استفاده کند.استفاده از شش جهت انگیزه ای قوی تر با خود داشته است . ترکیبی دلنشین  است و در زمزمه می تواند لقلقه زبان شود و بعید می دانیم که میرزا به این وجوه ظاهری دل بسته باشد .

 

باری می گوید :

 

به هر چه می نگرم شوخی تبسم توست

جهان روز و شبم شش جهت سحر دارد

 

تفسیر فلسفی روز و شبی که شش جهت سحر دارد با این اشاره که شاید بیدل دراین بیان به مناسک سلوک نظر داشته است , به تصور و فهم نزدیک تر خواهد شد .

البته پیشنهادی ست و می توان در باره آن تامل کرد .

 

دمیده شش جهت اقبال آفتاب ازل زتیره روزی بال هما که می پرسد

 

حقیقت دیگری درباره میرزا موجود است که متاسفانه ما به آن کمتر توجه می کنیم . میرزا شاعری نیست که بتوان ادعای شناخت کامل او را داشت  . می توان از اقیانوس او مشتی تر کرد و قطرات را شمرد .

می توانیم او را رد کنیم و هر جهلی را به نسبت به او دهیم , چنانکه در طول حیات او تا امروز درباره او شده است . اما نمی توان او را انکار کرد .

 بر خلاف امثال شاعرانی چون غالب دهلوی بر این عقیده ایم که بیدل در طول حیات شعری خود حتی بیتی را از سر بی معنایی و تفنن  نسروده است .  در هر صورت مقصودی داشته است .

نمی توان گفت که  هر چه او گفته شعر محض است اما باید گفت که او ممحظ در شعر است .در هر صورت این همه شعر او حاکی از درون پر شوراوست و کمتر شاعری را چنین رتبه ای ست و قریب هفتاد هزار بیت اوثابت می کند که فکر و ذکر بیدل در طول حیاتش شعربوده است .

 

 

/ 5 نظر / 36 بازدید
دلقک

تقريبا نصفشو گرفتم !

mohsen hamidi

خیلی خوب بود - من لینکهایی که میدم چون ازشون خوشم میاد و چرت و پرت نمیگن - بهت لینک میدم که خودم بیام بهت سر بزنم - بازم از بیدل بنویس و چهار عنصر رو قشنگ بنویس

نوري

بر جناب حسينی سلام. گرامی شعر تان را با اجازه چنانکه فرموده بوديد بر وبم گذاردم . سری ببينيد اگر اشکالی داشته باشد بفرماييد تا اصلاح کنم

hana

سلام...بالاخره من هم امدم هر چند با تاخير...ديگر بايد ببخشيد و به حساب تنبلی ام بگذاريد....ايندفعه می خواهم يک کم پرچانگی کنم و از سفر دو ماهه ام به ده کشور اروپايی بنويسم .بيش از ۲۰۰۰عکس هم گرفته ام که سعی می کنم از انها هم استفاده کنم...منتظر نظرات خوبت هستم...حنانه